کمی از من...
من سارا نیکزادهام؛
روانشناس، کوچ، معلم عاشق…
و پیش از همه اینها، زنی که بارها در زندگیاش گم شد، سوخت، از نو برخاست و دوباره خودش را پیدا کرد.
سالهاست در مسیر رشد فردی، خودشناسی، عشقورزی و آگاهی قدم میزنم و امروز رسالت خودم را در یادآوری عشق به انسانها میبینم؛
عشق به خویشتن، عشق به خداوندگار درون و عشق به تمام هستی.
کمی از من

بازدید کننده یکتای ماهانه

فروشنده اعتبارسنجی شده

کالا موجود در انبار

بدون درخواست مرجوعی

مشتری راضی از کالا
من سارا نیکزادهام؛
روانشناس، کوچ، معلم عاشق…
و پیش از همه اینها، زنی که بارها در زندگیاش گم شد، سوخت، از نو برخاست و دوباره خودش را پیدا کرد.
سالهاست در مسیر رشد فردی، خودشناسی، عشقورزی و آگاهی قدم میزنم و امروز رسالت خودم را در یادآوری عشق به انسانها میبینم؛
عشق به خویشتن، عشق به خداوندگار درون و عشق به تمام هستی.
من باور دارم بسیاری از ما آنقدر در نقشها، ترسها، قضاوتها و روزمرگیها گم شدهایم که خود واقعیمان را فراموش کردهایم.
برای همین، آنچه در آموزشها، کتابها، دورهها و جلساتم با آدمها به اشتراک میگذارم، فقط دانستههایی از کتابها نیست؛
بلکه «داراییهای» من است…
چیزهایی که زیستهام، لمس کردهام، با آنها زمین خوردهام و دوباره برخاستهام.
من از عشق حرف میزنم؛
اما نه فقط از عشق میان دو انسان.
از عشقی که از خدا آغاز میشود، از وجود ما عبور میکند و جهانمان را دگرگون میسازد.
در مسیر زندگی، فلسفه هواوپونوپونو نگاه مرا عمیقتر کرد؛
اینکه مسئولیت زندگیام را بپذیرم، ببخشم، شکرگزار باشم و عشق را جاری کنم.
من مادرم، همسرم، دخترِ کسی هستم…
اما در نهایت، زنی هستم که یاد گرفته از خاکستر رنجهایش برخیزد و هنوز هم عاشقانه در حال آموختن، تجربه کردن و زیستن است.
استادم روزی مرا «سیمرغ» نامید…
و شاید تمام مسیر زندگیام چیزی جز همین نبوده؛
سوختن، بیدار شدن و دوباره متولد شدن.
اگر امروز اینجایی،
شاید تو هم در مسیر پیدا کردنِ خودت باشی…
و خوشحالم که میتوانم بخشی از این سفر را همراهت باشم 🌱
زندگینامه:
برام زن جنس دوم بود پر از ترس پر از حسرت و پر از درد
موفقیتش وابسته بود به مردی که قرار حمایتش بکنه (همسر، پدر ،برادر….)
تا اینکه توی تاریکترین روزهای زندگیم نور ایمان به دلم تابید از دل تاریکی به نور زدم و فهمیدم
زن بودن جنس دوم بودن نیست
زن مساوی با ظن نیست
فهمیدم که من خالق عشقم ، خالق نورم ، من قدرتمند و نامحدودم
پس خودم باید قهرمان زندگی خودم باشم🥹
این شد که همه پیلههای سیاهی که دورم تنیده بودم رو پس زدم
پروانه شدم
نور شدم
درخشیدم و بالا رفتم
و حالا کنارت هستم تا تو هم پرواز کنی
پس دستتو به من بده میخوایم از تاریکی به نور اوج بگیریم
ما می درخشیم چون الماسیم 💎
نظرات شما
Customers comments
- مطالعه: حدود 8 دقیقه
- در: 21 خرداد
- مطالعه: حدود 4 دقیقه
- در: 30 شهریور